تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
تو را نمی دانم اما من دلم روشن است به تمام اتفاقات خوب در راه مانده به تمام روز های شیرین نیامده به لبخندی که یک روز بر دلمان می نشیند به اجابت شدن دعایمان به برآورده شدن آرزو هامان به محو شدن
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
خنکیِ دستاش توو گرمیِ روزایِ جهنمیِ تابستون لبای ترش رو پیشونی تب زده ی بیمارم اندازه ی یه قاشق خوردن از بستنیِ دهن زده ی شکلاتیش پیچیدن عطر تلخ و خنکش توی نفسام آبی خوشرنگِ پیرهن مردونه ی چارخ
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
دیروز دیدمش !باور کردنی نبود شنیده بودم دنیا کوچیکه اما فکر نمی کردم انقدر دست و دلباز باشه که از اون سرش اونی رو که میخوام برداره بیاره و سبز کنه جلوم، پشت چراغ قرمز یه چهارراه شلوغ دیدم داره
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
مهران مدیری : عاشق شدی ؟ حسین وفایی : خب بله هر کسی عاشق میشه مهران مدیری : چی شد ؟ حسین وفایی : رفت مهران مدیری : چقدر عجیبن، رفت چی شد ؟ چی گفتی آخه ؟ حسین وفایی : والا چیز خاصی نگفتم مهران
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
.!عاشق را که برعکس کنی میشود قشاع دهخدا را میشناسی؟ لغتنامه اش را باز کردم نوشته بود: قشاع، دردی است که آدم را از درمان نا امید میکند
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
چند ساله به نظر میرسد؟ ۷ ساله؟ ۸ ساله؟ مدرسه نمیرود؟ سواد ندارد؟ لباس هایش چند هفته است شسته نشده اند؟ ۳ هفته؟ ۴ هفته؟ چند خواهر و برادر دارد؟ در هوای گرم حالش بد نمیشود؟ گرسنه اش نیست؟ از گفتن
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
شاید یه روزی به این حرف برسی که آرامش داشتن کنار یه نفر از عاشق اون یه نفر بودن مهم تره
برچسب ها:
تاريخ : شنبه
22 تير
1398 | 22:11 | نویسنده : حسن مرداد |
زندگی مثل آیینه میمونه هرجوری نگاهش کنی همونجوری نگاهت میکنه پس جوری اون آیینه رو نگاه کن که از خودت و زندگیت لذت ببری اگﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ، ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮ
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
تنهایی کافه رفتن را یاد بگیر تنهایی مهمانی رفتن را تنهایی سفر رفتن را تنهایی خرید کردن را تنهایی خوابیدن را که اگر تقدیرت سال ها تنها ماندن بود از همه این چیزها جا نمانی به خاطر خودت میگویم ساز
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی، هر یک شغلهای مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدتها با هم به دانشگاه سابقشان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند. آن
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
بابام یه کارگر ساده بود اوضاع مالیمون اصلا تعریفی نداشت واسه همین منم که پسر بزرگ خونه بودم تصمیم گرفتم تا درس نخونم و برم دنبال کار تا یه کمکی به خانواده بکنم ، شدم شاگرد یه سوپرمارکت خیلی خفن تو
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
ده عمل ضروری برای مراقبت و رسیدگی به خود به خودتان بگویید “من کافی هستم” تلفن همراهتان را برای یک ساعت از دسترستان دور بگذارید مهارت جدیدی یاد بگیرید نخ دندان بکشید برای ده دقیقه مراقبه کن
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |
آه، ای شباهت دور ای چشم های مغرور این روزها که جرأت دیوانگی کم است بگذار باز هم به تو برگردم بگذار دست کم گاهی تو را به خواب ببینم بگذار در خیال تو باشم بگذار بگذاریم این روزها خیلی برای گری
برچسب ها:
تاريخ : پنجشنبه
6 تير
1398 | 18:58 | نویسنده : حسن مرداد |






